به زیبایی سربرآوردن طارونه ها
و زمین نفس خواهد کشید
تا کابوس شرجی شب پیش را فراموش سازد
شعرهای کودکیم را که در جنگ با تابستان از یاد برده ام را
به یاد خواهم آورد
و فراموش میکنم که گاهی چقدر تشنه ماندیم
و تاوان روشن ماندن یک چراغ را چه دردناک به دوش کشیدیم
گاهی به طعم نیش عقربها بود و
گاهی به طعم تباهی همه چیز
من گاهی
به ساقه های پوسیده ی "باغ انجیری" قسم خورده ام
و گاهی به طنین شادی محبوس در چاههای "دورباغ"
و گاهی هم دل خوش کرده ام که
سهیل خواهد زد..
سهیل ـ ستاره ایی که با سر برآوردنش هوا رو به خنکی میرود و گرما تمام میشود .
باغ انجیری ـ یکی از تفریحگاهای قدیم بندر دیّر که هیچ اثری از آن برجای نمانده .
چاههای دورباغ ـ چاههایی که آب شهرستان قبلا" از آنجا تامین میشد و ایضا" تفریحگاهی بود .